قهرمان ميرزا عين السلطنه
7065
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
امان اللّه ميرزا - عبد الرضا خان - جان محمد خان - جعفر قلى آقا - بعد كه جمعا هوا رفته بودند در يكى از آنها دشتى - رهنما - سركچلزاده - مشار اعظم - ضياء الواعظين محض تملق و لوسگيرى بهزور خودى جا كرده بودند و نيم ساعت در هوا طيران طول كشيد . اسامى آنها از اين قرار است : سيستم بركه ، تقدير ، سيستم هاويلان ، شاهين ، ايضا هاويلان ، عقاب ، سيستم يونكرس ، هماى ، يونكرس ، سيمرغ . اين شعر را هم در پرگرام نوشته بود : طيران مرغ ديدى تو ز پاى بند شهوت * بهدرآى تا ببينى طيران آدميت خانمها و آيروپلنها قمر الدوله تماشا رفته بود مىگفت مرد زياد بود . زنهاى صاحبمنصبان چادرى برايشان زده بودند . بستنى ، آب يخ ، غليان همهچيز داشتند . اما ساير زنها كه فقط صد و پنجاه نفر اگر بودند جاى دور زير آفتاب و خاك ايستاده بودند . جاده هم تا زانو خاك داشت . زنها كمكم آمدند . بعد به آنها اجازه داده شد كه جلوى نمايشگاه بيايند . اين زنها به آنهائى كه در چادر روى صندلى نشسته و همهچيزشان راه بود حسد مىبردند . كمكم قرقر و مضمونها شروع شد . آنها كه نمىشنيدند ما به قزاقها و تماشاچيها مىگفتيم نتيجه نداد . قزاق مىگفت خانم به ما مربوط نيست . تماشاچى مىگفت ما هم مثل شما . دفعهء آخر يكى يكى آيروپلنها براى صعود از بالاى سر ما گذشت كه هر دفعه زنها به صداى بلند از ترس جيغ زدند و خيلى اسباب وحشت شد . هنگام حركت و نشستن آيروپلنها بقدرى خاك بلند مىكردند كه آدم از تماشا بىزار مىشد . كلاه فرنگيها مىافتاد و اسباب خنده بود . روىهمرفته به خانمها خوش نگذشت پشيمان بودند . جشن تمثال حضرت امير پنجشنبه 24 شوال ، نهم جوزا - دو روز است هوا گرم شده رفتن خانهء عميد الدوله قدرى دشوار ، با اينحال ترك نمىشود ، مگر گاهى . چون اعلان شده بود جمعه تمثال خواهد آمد و باغ شاه بيائيد فورى ديروز اعلانى از طرف علماء شد كه مردم براى اصغاى مطالب مهمى عصر جمعه در مسجد شاه و مسجد جامع حضور بههم رسانند . امروز اعلانى از طرف امير مقتدر محمود خان انصارى وزير پست و تلگراف منتشر شد كه جشن تمثال عجالتا تعويق افتاد . اينها هرچه كردند گويا شهرى و كسبه براى رفتن باغ شاه حاضر نشدند . به دعوت هم